دلم برای خدا تنگ است
دلم برای جنگ های لوله
خودکاری
دلم برای شیطنت های
کودکی
وایستادن های مکرر
پشت در دفتر
دلم برای معلم هایی که
عاشقانه
آزردنم
وعشق هایی که بی بهانه
آزردم شان
واز همه بیشتر
دلم برای خدا تنگ شده
است.
من هر روز در تلاشم تا
خاطرم بماند
و تو هر شب دعا می کنی
که فراموش کنی!
خاطرات مان چه
بلا تکلیف اند!!!
برای اثبات بهترین
بودنت
چه باید کرد؟
تا انتخابات قلب تو
عادلانه بر گزار شود؟!!
دیر زمانی است که سکوت
کرده ای!
عاشق توفان پس از این
آرامش.
چیزی بنویس!
حرفی بزن!
این بار نپرس
تو بگو" چه خبر؟!"
می روی سفر ! برو، ولی
زود برنگرد
مثل آن پرنده باش
آن پرنده اي كه رو به نور كرد
می روی، ولی به ما بگو
راه این سفر چه جوری است؟
از دم حیاط خانه ات
تا حیاط خلوت خدا
چند سال نوری است؟
راستی چرا مسیر این سفر
روی نقشه نیست؟
شاید اسم این سفر که می روی
زندگی ست...!
به پایان آمداین دفتر
حکایت همچنان باقیست
mehdi
صدای گامهای سکوت را می شنوم
سکوت گریه کرد دیشب
سکوت به خانه ام آمد
سکوت سرزنشم داد
و سکوت ساکت ماند سرانجام ...
و من میدانم که همه
دروغ می گویند!
راه کویش را کسی پایان نیافت
نقد عشقش را کسی آسان نیافت
گرچه شیرین رفت و فرهادی نماند
راه عشق و عاشقی پایان نیافت

چنین یگانه که خواهد زیست
چنین یگانه که خواهد زیست ؟
چنین یگانه که باید بود
ای مهربان
که خواهد زیست ؟
چنین یگانه و ناخرسند
و این چنین خشنود
به شادمانی دوست
اینچنین مهربان که منم
که می تواند زیست؟
تو نمی تونی اشکای منو ببینی چون من توی آبم...
آب جواب داد:![]()
اما من می تونم اشکای تو رو احساس کنم چون تو توی
منی...
*خداوند در درون ماست پس می بایست آرام شویم و بگذاریم
جان های مان آرام گیرند. آنگاه به هستی عشق پی خواهیم برد.
*عشق،صداقت وراستی
وشهامت انجام دادن هر آنچه حق ودرست است،
باید تابلوهای راهنمای ما در مسیر حرکت مان در سفر باشند.
![]()
بنام تو زبانها گویا شده،بنام تو جانها شیدا شده،زشتها زیبا شده،کارها هویدا شده
راهها پیدا شده..به نام توست چشم مشتاقان گریان..دلـهای عـارفان سـوزان و
تنهای عاشقان بیجان...


